سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

148

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

هم متساوى بوده ، باشد . شارح ( ره ) مىفرماين : مگر اينكه بايع حال و واقع را براى مشترى بازگو كند يعنى بگويد مثلا مجموع را به 1000 تومان خريده‌ام و چون مثلا متاعى مثلى است از اينرو نصفش براى من به 500 تومان تمام شده حال اين نصف را به مبلغ كذائى مىفروشم . و وجه فرموده مصنف اين است كه بايع مبيع را وقتى خود خريد ثمن را در مقابل مجموع آن قرار داد نه بعضش و مقتضاى صدق در مقام اخبار اين است كه بعض آن را به قيمت درنياورد اگرچه در برخى موارد مانند تلف بعضى از متاع قبل از قبض يا جائى كه مقدارى از مبيع مال غير بايع باشد و بايع آن را با مال خود ضميمه نموده و فروخته و سپس صاحب متاع آن را اجازه ندهد ثمن را تقسيط كرده و بعض از مبيع را به قيمت درمىآورند ولى اين نه بخاطر اين است كه در وقت عقد ثمن در مقابل مبيع بطور توزيع و تقسيط ملاحظه شده بلكه اين حكم فقهى آن است و ربطى بملاحظه متعاقدين و آنچه در واقع محقق شده ندارد . قوله : او أخبر بالحال : كلمه [ او ] در اينجا به معناى [ الا ] استعمال شده است . قوله : لا الافراد : مقصود از [ افراد ] ابعاض است . قوله : و ان يسقط الثمن عليها : ضمير در [ عليها ] به [ ابعاض ] راجع است . قوله : كما لو تلف بعضها : مثلا متاع را ببايع 1000 تومان